رهائی
باز این دل سرمستم ،دیوانه’ آن بند است دیوانه کسی باشد ،کو بی دل و پیوند است
یا ربّ تو بیا کمی هرس کن
دیشب توبه ی خود را به در خانه ی ربّ
در طَبَق ِ عجز رساندم
مشتی گِله و عشوه و آلام
مشتی گره کور و مشتی آمال
ای ربّ تو در این شب،بر من ِ تنها،کمی قدر بیاموز
کمی لطف و صفا در قلم و اندکی اخلاص بیاموز
ما مدعی ِ عاشق و,پیشه ی رندی نداریم
ما مفتخریم،کین شب مهمان تو هستیم
یاربّ گنهم تو دانی و نگاهم تو خوانی
یاربّ سببی ساز که آن "یارِ سفر کرده بیاید" ...
یاربّ به سیاهی دلم نظر کن
شتی از نور منیرت بفشان و شب تارم سحر کن
یاربّ دل من سخت گرفتست،آنگونه که خواهی جلا کن
اشکی از چشمه ی شوق و نوری از رحمت خود
بر دل غمزده ی ما برسان,بفشان,سیل به پا کن
فصل آن است که این مزرعه را
یا ربّ تو بیا کمی هرس کن
یاسر منیری
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:39 توسط rahaee-v |
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه ء من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ء خوشبخت بنگرم...
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
آرشيو
آرشیو موضوعی
شعر
من یار مهربانم
سخنانی چند از بزرگان..
بر بال قاصدک
آیا می دانید که ...
داستان کوتاه
متن آهنگ
...بیتی ها
پیوندها
وامق
@#@عشق متروک@#@
باغ باران (اشعار رضا پارسی پور دامغانی)
به یاد همان بوی خسته
اندیشه
شاعر شنیدنی ست
فرازمند
تنهاترين تنها
كرشمه
دلتنگی های سنگ صبور
BLOGFA.COM