اولین شب آرامش

به سوی تو ز شوق روی تو به طرف کوی تو

سپیده دم آیم مگر تو را جویم بگو کجایی

نشان تو گهم زمین گاهی ز آسمان جویم

ببین چه بی پروا ره تو می پویم بگو کجایی

کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم

به غیر نامت کی نام دگر ببرم

یکدم از خیال من نمی روی ای غزال من

دگر چه پرسی ز حال من

تا هستم من اسیر موی توام به آرزوی توام

اگر ترا جویم حدیث دل گویم بگو کجایی

به دست تو دادم دل پریشانم بگو کجایی

فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی

پی نوشت :

ترانه سریال اولین شب آرامش

با چشمان دیگری در من نگر


زن بودن مهم نیست


شیرزن بودن هنر است!


من یک زنم


نگاه به چهره ی ظریفم نکن


اگه اراده کنم هویت مردانه ات را به آتش خواهم کشید!


بیا جهان را قسمت کنیم؛

به خدا گفتم: بیا جهان را قسمت کنیم

آسمون واسه من ابراش واسه تو

دریا واسه من موجاش واسه تو

ماه واسه من خورشید واسه تو …

خدا خندید و گفت: تو انسان باش

همه جهان واسه تو … من هم واسه تو

 

فصل انگور!

قرارمان فصل انگور

شراب كه شدم بیا 

تو جام بیاور، من جان

جام را خالي از جان كن

هراسی نیست

فقط تو خوش باش

همین مرا كافیست