یلدا
روی تختت امشب,
بشمار تعداد دلهایی را که به دست اوردی
بشمار تعداد لبخندهایی که بر لب دوستانت نشاندی
بشمار تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی
فصل زردی بود,تو چقدر سبز بودی?
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم!!
پی نوشت : یلدا پیشاپیش مبارک

پی نوشت : یلدا پیشاپیش مبارک

مثــل نم نم باران ، جاده ی شمال ،
مثل خواب بعـــدازظهر ...
مثل بوسه هایِ تند تند و یواشکی...
... مثل آهنگ های قدیم کریس دی برگ ...
مثل دیالوگ های فیلم شب یلدا ...
آی می چسبــد....
آی می چسبد...
وحشیانه غرورت را پاره کنم!
قلبت را در مشتم بگیرم
وبفشارم .
تا حال مرا لحظه ایی بفهمی...!
دردناك است دوست بداری
وگمان بداری كه.... دوستت دارد
حال آنكه او یگانه هستی تو باشد
و تو یكی از هزاران لذت....او....!!!
هر کجا خانه او،دشت کاشانه او،نه کسی داشت که دلتنگ شود،
نه دلی داشت که در بند شود،
او نه دلبسته شب بو ها بود و نه دلداده زیبایی دشت
او که با دست نسیم ،او که با زورق آب،
به تماشای بهاران می رفت
چه غم از ترک گلستانها داشت؟
او که با زمزمه آب و نسیم
با صدای نفس نور و هوا می خوابید،
چه خبر از غم انسانها داشت ......
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب
میکنم و آن را روی آتش میریزم…