....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 7:2 توسط rahaee-v
|
دعای عشق بخوان
این روزها دل ها تشنه ترند تا زمین
خدایا
کمی عشق ببار
غم جانکاه تو پیداتر بود
و نگاهت که پر از ژاله صبح
می درخشید و مرا می پایید
آتشم می زد و خود غافل بود
چه غریبم با تو!
فاصله بین من و تو
نه همین آه بلند
که به پهنای دو فصل است
دو فصل
فصل عاشق شدن
و
دل کندن
...
در میان کوچه سبز خال ،
شادیت حس قشنگیست که من می طلبم
سبزه را گفتم : تحمل بایدت سرمای دل
تا بهار آید تو را با سنبلان همتا کنم ..
از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر ،
خوشبختانه باران ارٍث پدر هیچکس نیست ...
حسین پناهی
گاهی باید در سکوت و فاصله به آن نگریست ..
حتما باز باد شوخی اش گرفته
ادای آمدنت را در می آورد
ﺩﺭ ﺟﯿﺒــــﺖ ﺑـــﮕﺬﺍﺭﺷﺎﻥ،
ﺷﺎﯾﺪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻪ ﺟﯿﺒﺖ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ،
ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ...