زندگی - مهربانی

زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت .

نعره ی مستانه

 

یک نعره مستانه ز جایی نشنیدم...

 ویران شوی ای شهر که میخانه نداری....؟!

تحمل

 

تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است . . .

دکتر شریعتی

دسیسه


The Conspiracy

You send me your poems,
I'll send you mine.

Things tend to awaken
even through random communication

Let us suddenly
proclaim spring and jeer

at the others,
all the others.

I will send a picture too
if you will send me one of you.

شعرهایت را به من بفرستی
شعرهایم را برایت خواهم فرستاد

اشیاء به بیدار کردن می روند
حتی از مکاتبه تصادفی

بهار را ناگهان
اعلان کنیم و طعنه بزنیم

به دیگران
همه دیگران

تصویری هم خواهم فرستاد
اگر یکی از خودت به من بفرستی


شعری از رابرت کریلی
مترجم : ترانه جوانبخت

تو را به باغ می برم

همیشه بهار من ،تو را به باغ می برم
به باغ خاموش دلم،ببین چراغ می برم
چنان خوشم ز بودنت،که درد را بخود کشم
زعشق اتشین تو ، نشان زداغ می برم
من از خیال ،خسته ام،گمان مبرگسسته ام
در این زمان بی کسی ، غم فراغ می برم
هنوز مانده باغبان در انتظار رویشت
همیشه بهار من،تو را به باغ می برم

باغبان

مرحمت

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم  .... مرحمت فرموده ما را مس کنید !

(؟)

سنگ و دل

هر چند که تو را از سنگ ساخته اند  

 یک روز تو هم می شکنی ای دل من

ایرج زبر دست

چه فکر میکنی؟

چه فکر میکنی؟
فکر میکنی دلم تنگ نمی شود؟
فکر میکنی صدایت اگر نوازشگر دل بی تابم نباشد
و موسیقی مهربانیت بر طپشهای قلبم رهبری نکند
آرام و قراری دارم؟

فکر میکنی اهمیت دارد
روباه و پلنگ و گرگ، از جنس شقایق باشند
یا از جنس خنجرهای فرصت طلب روزگار؟

دلِ تنگ بنفشه ها با گذر هر ثانیه
برای نبود روشنایی آفتاب
تنگتر می شود
فکر میکنی بنفشه ها
شبها
به جای خالی آفتاب
از ماه نور می خرند؟
و گلبرگهایشان را به عشوه می گشایند؟
فکر میکنی از جنس بُرندهء خیانتم
یا مثل لطافت پارچهء ابریشمی فریبکار؟

فکر میکنم تشنه ام
قبل از اینکه التماس کنم
یک لیوان مهربانی برایم بگو...

فکر میکنی عشق هم مثل عطش می ماند؟
که با جرعه های مهرورزت اگر سیرابم کنی
دیگر محبت را ننوشم؟

فکر میکنی قبله ام اگر الله ندارد
ستایش را نمی شناسم؟
مگر من سوره های آزادی را نسجودم
و به مُهر عشق نماز نخواندم

فکر میکنی مثل همهء پرندگان
در فصلی از سال کوچ میکنم؟

باور کن
من از عشاقم
از قبیلهء ناپدید شدهء عاشقان

فری ناز آرین فر

چترها را ببندیم

چترها را ببندیم
و به ضیافت قطره های باران برویم
و بگذریم باران گناهان مان را
از ریشه بشوید
نگاه خسته مان را
زیر باران تازه کنیم
چرا که فردا
موسوم طلوع پاک رویاهاست
چترها را ببندیم
باران بدون سرپناه
زیباتر است

(؟ )

بيا خنده كنيم

دلم از گریه گرفته است  بیا خنده کنیم

خنده ای گرم و دلاویز و فریبنده کنیم

*

حرفی از رفته و آینده و بیجا نزنیم

سینه ها را همه از قهقهه آکنده کنیم

*

آنچه در خلوت دل هست به کنجی بنهیم

همه را یکسره با عاطفه شرمنده کنیم

*

عشق را حرمت دیرینه و شایسته دهیم

خنده گر روزنه ای هست فزاینده کنیم

*

بد بگوییم و بجز میکده جایی نرویم

حرکاتی همه خوب و همه زیبنده کنیم

*

مهربان باش که بی مهری سر آغاز غم است

بهتر آنست که این کار برازنده کنیم

*

آسمان دل اگر ابر و اگر صاف چه باک

ابرها را همه از سینه پراکنده کنیم

محمد تقی خانی - “آرام