غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزد

و چقدر ناسپاسی ات کردم

و ندیده بودم کودکی که موهایش را شیمی درمانی برده است

ولی ایمانش به تو ازمن بیشتر است و میخندد

و میخند و راضیست به رضای تو

و من چه ناسپاسم