آدمها می آیند... زندگی میکنند... میمیرند و میروند...
اما فاجعه زندگی تو آن هنگام آغاز میشود که آدمی میرود اما نمیمیرد...
میماند و ماندنش در بودن تو، چنان ته نشین میشود که تو میمیری!...
در حالی که زنده ای...!
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۱ ساعت 6:27 توسط rahaee-v
|
من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه ء من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ء خوشبخت بنگرم...