هرگزم نوبه نشد تا كه شوم سير زديدار پدر يا كه هردم بزنم بوسه به رخسار پدر
اين منم برده ام از هجر تو ميراث دو سهم سهمي از غم، سهمي از حسرت ديدار پدر
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 3:30 توسط rahaee-v
|
من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه ء من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ء خوشبخت بنگرم...