با من از ایران بگو
اى نسیم گل فشان، كز ناكجا و بىنشان
نرم نرمك مىخزى از هر شكاف و روزنى
اى بهارِ تازه رو، كز كوچههاى مُشكبو
دامن افشان و خُرامان، حلقه بر در مىزنى
اى شكوهِ سبزِ افسونسازِ بزم افروزِ من
اى بهارِ آرزو، اى جلوه نوروزِ من
با من از شوقِ رهایى، از سبكبالان بگو
از حریمِ عشق بازان، با من از ایران بگو
با من از جمشید، از زرتُشت، از فرِّ كیان
از سرودِ گاتها، از روزگارِ باستان
با من از پندارِ نیك و با من از كردارِ نیك
با من از بخشایشِ آن مهربانْ دادارِ نیك
با من از آیینِ رادى، مردمى، آزادگى
با من از دریادلانِ عشق، از دلدادگى
با من از شادى عید و سفرههاى هفت سین
از شمیم سنبل و آن لالههاى نازنین
با من از افسونِ شمع و سایه روشنهاى نور
رقصِ نرمِ ماهیان، در تنگىِ تُنگِ بلور
با من از آن گندمِ نورسته در دیسِ سپید
از نشاطِ كودكانه، از سرورِ صبحِ عید
با من از سیب و سرود و سبزه و سرو و سبو
با من از آلالههاى رنگ رنگِ خندهرو
از كتابِ حافظِ شیراز، آن داناى راز
از ترنّمهاى تار و از نوازشهاى ساز
با من از گشت و گذارِ سیزده در كوهسار
با من از شوقِ نسیم و لالههاى بىقرار
با من از رقص لطیف و چابكِ پروانهها
بوسه باران به روى سبزهزارِ باصفا
با من از خاكِ وطن، از خطّه شیران بگو
اى نسیمِ نوبهارى، با من از ایران بگو.
نرم نرمك مىخزى از هر شكاف و روزنى
اى بهارِ تازه رو، كز كوچههاى مُشكبو
دامن افشان و خُرامان، حلقه بر در مىزنى
اى شكوهِ سبزِ افسونسازِ بزم افروزِ من
اى بهارِ آرزو، اى جلوه نوروزِ من
با من از شوقِ رهایى، از سبكبالان بگو
از حریمِ عشق بازان، با من از ایران بگو
با من از جمشید، از زرتُشت، از فرِّ كیان
از سرودِ گاتها، از روزگارِ باستان
با من از پندارِ نیك و با من از كردارِ نیك
با من از بخشایشِ آن مهربانْ دادارِ نیك
با من از آیینِ رادى، مردمى، آزادگى
با من از دریادلانِ عشق، از دلدادگى
با من از شادى عید و سفرههاى هفت سین
از شمیم سنبل و آن لالههاى نازنین
با من از افسونِ شمع و سایه روشنهاى نور
رقصِ نرمِ ماهیان، در تنگىِ تُنگِ بلور
با من از آن گندمِ نورسته در دیسِ سپید
از نشاطِ كودكانه، از سرورِ صبحِ عید
با من از سیب و سرود و سبزه و سرو و سبو
با من از آلالههاى رنگ رنگِ خندهرو
از كتابِ حافظِ شیراز، آن داناى راز
از ترنّمهاى تار و از نوازشهاى ساز
با من از گشت و گذارِ سیزده در كوهسار
با من از شوقِ نسیم و لالههاى بىقرار
با من از رقص لطیف و چابكِ پروانهها
بوسه باران به روى سبزهزارِ باصفا
با من از خاكِ وطن، از خطّه شیران بگو
اى نسیمِ نوبهارى، با من از ایران بگو.
هما ارژنگی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 22:57 توسط rahaee-v
|