تو مپندار كه مهر از دل محزون نرود

آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود

وین محبت به صد افسانه و افسون نرود 

 چه گمان غلط است این برود چون نرود

چند كس از تو ویاران تو آزرده شود

دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود

وحشی بافقی