تو را می خواهم... (برای تو)

گوش کن ساده بگویم که تو را می خواهم
گرچه دیر آمده ام،گرچه همه بی گاهم
همه یک سو و تو یک سو،چه بگویم دیگر
تا بدانی که چه اندازه تو را می خواهم
قلعه و میمنه و میسره بر هم زده ام
تا سوار تو چه بازی بکند با شاهم
خواهمت چیدن از آن شاخه جادو،اما
گویدم دست که از دامن او کوتاهم
خندقی بین من و توست،کمک کن شاید
پر کنیم این خلاء-این فاصله ها را با هم
من در این عشق نهادم قدم و خواهم رفت
تا به پایانش اگر راهم،اگر بی راهم
نه به خود می روم این ره که کسی می بردم
شاید آن من- من دیگر- من نا آگاهم
زنده یاد حسین منزوی
+ نوشته شده در جمعه ششم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 20:48 توسط rahaee-v
|