همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست

خود چه کردم با تو ، چندین خشم و ناز از بهر چیست

باز با من هر زمانش خشم و نازی دیگر است

خشم و ناز او نمی دانم که باز از بهر چیست

از نیاز عاشقان چون بی نیاز است اینهمه

عاشقان را اینهمه عجز و نیاز از بهر چیست

مجلسی خواهم که پیشت گریم و سوزم چو شمع

بر زبان آرم که این سوز و گداز از بهر چیست

گوش بر افسانه ی ما چون نخواهد کرد یار

وحشی این افسانه ی دور و دراز از بهر چیست

وحشی بافقی