ترک خودپرستی کن - برای خودم و همگان
گر به چشم دل جانا ، جلوه های ما بینی
در حریم اهل دل ، جلوه ی خدا بینی
راز آسمانها را ، در نگاه ما خوانی
نور صبحگاهی را ، بر جبین ما بینی
در مصاف مسکینان ، چرخ را زبون یابی
با شکوه درویشان ، شاه را گدا بینی
گر طلب کنی از جان ، عشق و دردمندی را
عشق را هنر یابی ، درد را دوا بینی
چون صبا ز خار و گل ترک آشنائی کن
تا به هر چه روی آری ، روی آشنا بینی
نی ز نغمه وا ماند ، چون ز لب جدا ماند
وای اگر دل خود را ، از خدا جدا بینی
تار و پود هستی را سوختیم و خرسندیم
رند عافیت سوزی ، همچو ما کجا بینی ؟
تابد از دلم شبها ، پرتوی چو کوکبها
صبح روشنم خوانی ، گر شبی مرا بینی
ترک خودپرستی کن ، عاشقی و مستی کن
تا ز دام غم خود را ، چون "رهی " رها بینی
رهی معیری
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 6:46 توسط rahaee-v
|