درپی تو کوچه ها را باز گشتم

در پس دیوارها

زیر آن سرو بلند

پشت باران های ساده

در سپیده

در نگاه آفتاب

در سکوت پر ز راز ماهتاب

در پی چشمک زدنهای ستاره

در درخشش

در پی آرامش آن ابر های پاره پاره

در فراسوی زمین و آسمان

در پرستش

در ورای مرز تن ها

در ملائک

در بهشت

در نفسهای خدا

در پرواز

در حریم آبی یکرنگ دیدار خدا

در دل شب

در تپش های هیاهو دار دیدار دوباره

در حریم نیلگون پاک بودن

در صداهائی که می آید از آن سوی زمان

در پی اسرار آن سیبی

که راز گم شدن را رشد کرد

در همان راز سلام

در پی ات از اولین ها

تا به خاک افتادنم گشتم

لیک تو در هر نفس

در من جوانه داشتی

نه در زمین

نه در نگاه آسمان

در من

فقط من

در پی ات دیگر نمی گردم