ساز دلتنگی

صداي چک چک اشکهايت
را از پشت ديوار زمان مي شنوم
و مي شنوم که چه معصومانه
در کنج سکوت شب ،
براي ستاره ها
ساز دلتنگي مي زني
و من مي شنوم
مي شنوم هياهوي زمانه را که
تو را از پريدن و پرکشيدن
باز مي دارد آه ،
اي شکوه بي پايان
اي طنين شور انگير
من مي شنوم
به آسمان بگو
که من مي شکنم !
هر آنچه تو را شکسته
و مي شنوم
هر آنچه در سکوت توست
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 19:32 توسط rahaee-v
|